حکومت شورایی و مسئله آینده سیاسی کردستان

IMAGE 2026 03 01 143631

با شروع دوبارەی جنگ اسرائیل/آمریکا و ایران و بە ویژە با تعمیق بحران‌های ساختاری در ایران “از بحران مشروعیت سیاسی گرفته تا بحران اقتصادی و تحریم و شکاف‌های اجتماعی” پرسش از آینده سیاسی مناطق مختلف ایران، از جمله کردستان بیش از گذشته اهمیت یافته است. این بحران‌ها صرفا بیانگر تغییرات سطحی در ساختار حکومت یا جابه‌جایی نیروهای سیاسی نیستند، بلکه بازتاب تضادهای عمیق‌تر در ساختار اجتماعی و اقتصادی و رابطه میان طبقات اجتماعی و حکومت هستند.
حکومت نه نهادی بی‌طرف، بلکه محصول تاریخی تضادهای طبقاتی و ابزاری برای سازمان‌دهی و حفظ سلطه طبقه حاکم بر طبقات دیگر است. بنابراین بحران حکومت در ایران را باید نه صرفاً بحران یک حکومت خاص، بلکه به‌عنوان بحران شکل معینی از سلطه طبقاتی درک کرد. در چنین شرایطی، مسئله اساسی نه فقط این است که چه نیرویی جایگزین نیروی حاکم خواهد شد، بلکه چه طبقه‌ای قدرت را در دست خواهد گرفت و این قدرت در چه شکلی سازمان خواهد یافت.
اما تاریخ این را بە ما آموختە که تغییر حکومت، بدون تغییر شکل سازمان‌یابی قدرت به تغییر ماهیت آن نمی‌انجامد. زیرا ساختارهای متمرکز یک حکومت که در خدمت بازتولید روابط سلطه شکل گرفته‌اند، حتی پس از فروپاشی یک نظام سیاسی به حیات خود ادامه داده‌ و در قالبی جدید بازتولید شده‌اند. از این‌رو، مسئله بنیادی در هر گذار سیاسی، نه صرفاً انتقال قدرت، بلکه دگرگونی در شکل اجتماعی سازمان‌یابی قدرت و الغای جدایی میان حکومت و جامعه است.

کردستان ایران به‌عنوان منطقه‌ای که در چارچوب حکومت سرمایه‌داری متمرکز همواره با اشکال مختلفی از ستم ملی، اقتصادی، سیاسی و نظامی مواجه بوده، نمونه‌ای مشخص از این رابطه است. حکومت مرکزی، به‌عنوان شکل مشخصی از سازمان‌یابی قدرت، از طریق تمرکز ابزارهای سیاسی، نظامی و اقتصادی، جامعه کردستان را از مشارکت واقعی در تعیین سرنوشت خویش محروم ساخته است. این وضعیت بیانگر همان جدایی ساختاری میان حکومت و جامعه است که مارکس آن را یکی از ویژگی‌های اساسی حکومت مدرن می‌دانست.
مارکس در تحلیل خود از حکومت مدرن نشان داد که حکومت به‌عنوان یک نهاد تاریخی، در شرایط مشخصی از تحول اقتصادی و اجتماعی شکل گرفته است. بنابراین، شکل حکومت امری ثابت یا ابدی نیست، بلکه با تغییر در زیربنای اقتصادی و روابط طبقاتی، می‌تواند دگرگون شود. در شرایطی که بحران‌های اقتصادی و سیاسی توانایی حکومت را در بازتولید نظم موجود تضعیف می‌کنند، امکان ظهور اشکال جدیدی از سازمان‌یابی قدرت که بیانگر منافع جامعە هستند، افزایش می‌یابد.

طرح مسئله حکومت شورایی نه به‌عنوان یک ایده انتزاعی “abstract”، بلکه به‌عنوان یک واقعیت تاریخی برای اندیشیدن به اشکال ممکن دردست گرفتن قدرت توسط مردم در شرایط تاریخی مشخص کردستان ایران مطرح می‌شود. شوراها شکل نهادهایی هستند که در آن جامعە و توده‌های تحت ستم، بدون واسطه بوروکراسی حکومتی، قدرت سیاسی را در دست می‌گیرند.
شوراها معمولاً در شرایطی شکل می‌گیرند که بحران حکومت موجود، شکافی در ساختار سلطه ایجاد کرده. در چنین شرایطی کارگران، معلمان، کارمندان، و دیگر بخش‌های جامعه ، نهادهایی ایجاد کرده‌اند که بر پایه مشارکت مستقیم شکل گرفته‌اند و امکان مداخله مستقیم توده‌ها را در سازمان‌دهی زندگی اجتماعی فراهم ساخته است.

این مسئله برای کردستان به‌طور خاص اهمیت ویژە و تعیین‌کننده‌ای دارد. تجربەهای تاریخی این منطقه، زندگی تحت سلطه حکومت‌هایی بوده است که قدرت را در مرکز متمرکز کرده و جامعه کردستان را از مشارکت واقعی در فرآیند تصمیم‌گیری محروم ساخته‌اند و جامعه را به موضوع اداره، نه به سوژه اداره‌کننده تبدیل کرده‌اند. نتیجه این وضعیت شکل مشخصی از سلطە ملی و طبقاتی بوده است. فاصله‌ای که در آن تصمیمات سیاسی نه به‌عنوان بیان اراده جامعه، بلکه به‌عنوان امری تحمیل‌شده از جانت قدرتهای اشغالی و مرکزگرا تجربه شده‌اند.
در این زمینه مفهوم حکومت شورایی به‌عنوان یکی از مهم‌ترین تلاش‌های نظری و تاریخی برای بازاندیشی در شکل قدرت مطرح می‌شود. حکومت شورایی بر این اصل استوار است که قدرت سیاسی باید از دل جامعه و از طریق نهادهایی شکل گیرد که مستقیماً به آن پاسخگو هستند.
نخستین تجربهٔ مهم این شکل از سازمان‌یابی در دوران مدرن، کمون پاریس در سال ۱۸۷۱ بود. پس از شکست فرانسه در جنگ با پروس، حکومت مرکزی کنترل خود را بر شهر پاریس از دست داد. در این شرایط، مردم پاریس ساختارهایی ایجاد کردند که از طریق آن‌ها ادارهٔ شهر انجام می‌شد. نمایندگان این ساختارها مستقیماً از میان مردم انتخاب می‌شدند، در برابر آنان پاسخگو بودند و و در هر زمان قابل عزل بودند. این نمایندگان نه به‌عنوان یک طبقهٔ جدا از جامعه، بلکه به‌عنوان بخشی از خود جامعه عمل می‌کردند.
مارکس در تحلیل خود از کمون پاریس، این تجربه را نمونه‌ای از شکلی از سازمان‌یابی قدرت دانست که در آن، جامعه مستقیما در اداره امور مشارکت داشت. اهمیت کمون پاریس در این بود که نشان داد ساختارهای قدرت می‌توانند به‌گونه‌ای سازمان یابند که مشارکت مستقیم مردم را ممکن سازند. این تجربه نشان داد که نهادهای تصمیم‌گیری می‌توانند از دل خود جامعه شکل بگیرند، نه اینکه به‌عنوان ساختارهایی جدا از آن عمل کنند.

می‌توان گفت این مسئله با وضوح بیشتری در جریان انقلاب روسیه در سال ۱۹۱۷ ظاهر شد. شوراهای کارگران و سربازان که به نام سوڤیت‌ها “Soviets” شناخته می‌شدند، نه از طریق ساختارهای حکومتی، بلکه از دل مبارزات اجتماعی شکل گرفتند.
این شوراها در شرایط فروپاشی ساختار حکومت تزاری به نهادهای واقعی قدرت تبدیل شدند و نشان دادند که جامعه می‌تواند ساختارهای خودگردان ایجاد کند. لنین در اثر خود «حکومت و انقلاب»، شوراها را به‌عنوان شکلی از سازمان سیاسی معرفی کرد که می‌تواند جایگزین حکومت بوروکراتیک شود. با وجود همە این‌ها، تجربه‌های بعدی نیز نشان داد که اگر این نهادها استقلال خود را از دست بدهند و قدرت مجدداً در یک دستگاه بوروکراتیک متمرکز شود، خطر بازتولید همان ساختار سلطە در شکلی جدید وجود دارد.
رزا لوکزامبورگ در تحلیل خود از انقلاب روسیه بر اهمیت مشارکت فعال جامعه در شوراها تأکید کرد. او شوراها را به‌عنوان بیان خودفعالیتی جامعه در نظر می‌گرفت و هشدار داد که اگر این مشارکت محدود شود شوراها می‌توانند به ساختارهایی بوروکراتیک سلطە تبدیل شوند. این نقد نشان‌دهنده این واقعیت است که حکومت شورایی نه صرفا یک ساختار نهادی، بلکه فرآیندی اجتماعی است که بقای آن به مشارکت واقعی جامعه وابستە است.

تجربه‌های مشابه در قرن بیستم در آلمان پس از جنگ جهانی اول و در انقلاب اسپانیا در سال ۱۹۳۶ نیز نشان دادند که شوراها می‌توانند نقش واقعی در سازمان‌دهی طبقاتی اجتماعی و اقتصادی ایفا کنند. این تجربه‌ها هرچند در نهایت با شکست یا سرکوب مواجه شدند، اما اهمیت تاریخی آن‌ها در نشان دادن امکان اشکال جایگزین برای “نهادهای قدرت سنتی و سلطە از بالا” است.

در ایران نیز، تجربهٔ شوراها به‌ویژه پس از انقلاب ۱۳۵۷ اهمیت پیدا کرد. سقوط حکومت پیشین و فروپاشی بخشی از ساختار اداری باعث شد که شوراهای کارگری در بسیاری از کارخانه‌ها شکل بگیرند. این شوراها در برخی موارد نقش مهمی در ادارهٔ امور کارخانه‌ها داشتند. این تجربه نشان داد که در شرایط بحران سیاسی، شوراها می‌توانند به‌عنوان شکل سازمان‌دهی اجتماعی ظاهر شوند.
این تجربه‌های جهانی و ایران اما زمانی اهمیت بیشتری پیدا می‌کنند که در پرتو تجربه‌های تاریخی در کردستان مورد بررسی قرار گیرند.

در مقاطع مختلف تاریخی جامعه کردستان نشان داده است که توانایی ایجاد اشکال سازمان‌یابی اجتماعی مستقل را دارد. پس از انقلاب ۱۳۵۷ در بسیاری از شهرها و مناطق کردستان مانند سنندج، مهاباد، سقز، و بوکان، شوراهای محلی و نهادهای مردمی نقش مهمی در سازمان‌دهی زندگی اجتماعی ایفا کردند. اگرچه تحت سرکوب حکومت مرکزی از میان رفتند، اما نشان دادند که جامعه دارای ظرفیت‌های واقعی برای خودسازماندهی شورایی است.
در این میان، نیروهای چپ در کردستان نقش مهمی در طرح و توسعه ایده سازمان‌یابی شورایی ایفا کردند. این نیروها تحت تأثیر سوسیالیسم و سوسیالیسم علمی، شوراها را به‌عنوان شکلی از دموکراسی مستقیم در نظر ‌گرفتند که می‌تواند امکان مشارکت واقعی جامعه را فراهم کند. برای کردستان شوراها نه تنها ابزار مبارزه، بلکه ابزار اداره جامعه نیز بودند.

حال یکی از پرسش‌های اساسی این است که شوراها چگونه می‌توانند در عمل شکل بگیرند، به‌ویژه در دوره‌هایی که حکومت مرکزی تضعیف شدە یا توسط مردم عقب راندە شدە و در حال فروپاشی است. شوراها نه از طریق طراحی نظری، بلکه از طریق فرآیندهای واقعی سازمان‌یابی اجتماعی شکل می‌گیرند. در لحظاتی که ساختارهای سلطە قدرت و توانایی اداره جامعه را از دست می‌دهند خلایی در قدرت ایجاد می‌شود، خلایی که از طریق ابتکارعمل نیروهای اجتماعی، کارگران، معلمان، کارمندان، و دیگر بخش‌های جامعه از طریق شوراهای مردمی پر می‌شود.
شوراها در چنین شرایطی به‌عنوان ابزارهای عملی برای هماهنگی زندگی اجتماعی بە وجود می‌آیند. نهادهایی که وظیفه آن‌ها نه اعمال قدرت بلکه سازمان‌دهی جمعی و مشترک است.
در این میان نقش نیروهای چپ مهم است، نه به‌عنوان جایگزین شکل قدرت در جامعه، بلکه به‌عنوان بخشی از فرآیند سازمان‌یابی آن. این نیروها از طریق شبکه‌های اجتماعی، نهادهای مدنی، کارگری، زنان و اشکال مختلف فعالیت جمعی، می‌توانند در شکل‌گیری فضاهای مشارکتی نقش ایفا کنند که در آن افراد تجربه مستقیم تصمیم‌گیری جمعی را به دست می‌آورند. در چنین فرآیندهای شکل‌گرفتە، شوراها نه به‌عنوان ساختارهایی تحمیل‌شده، بلکه به‌عنوان نتیجه رشد تدریجی سازمان‌یابی طبقاتی و اجتماعی شکل می‌گیرند. دوام و پایداری این شوراها نیز نه به وجود یک نیروی خاص، بلکه به میزان مشارکت فعال جامعه و توانایی آن در حفظ استقلال این ساختارها وابسته است.

با این حال، تداوم و پایداری چنین ساختار حکومتی با چالش‌های جدی مواجه است. تمرکز قدرت در حکومت مرکزی، فشارهای سیاسی و نظامی، و شرایط منطقه‌ای، همگی عواملی بوده‌اند که امکان تثبیت ساختارهای خودحکومتی را محدود کرده‌اند. این واقعیت نشان می‌دهد که مسئله حکومت شورایی، نه صرفاً یک مسئله نظری و انتزاعی، بلکه مسئله‌ای است که با مبارزات تودەای و شرایط واقعی و مشخص سیاسی و اجتماعی پیوند خورده است.

برای کردستان ایران بحث درباره حکومت شورایی را می‌توان بخشی از یک مبارزە گسترده‌تر برای رهایی در آینده سیاسی دانست کە در این چهارچوب، شوراها نه تنها ابزار مقاومت، بلکه شکل نوین سازمان‌دهی جامعه هستند. این شکل از قدرت، امکان آن را فراهم می‌کند که جامعه و توده‌های زحمتکش، به شکل‌دهندگان واقعی قدرت تبدیل شوند.
بە این معنا کە حکومت شورایی بیانگر گذار از جامعه‌ای مبتنی بر سلطه از بالا، به جامعه‌ای است که در آن تودەها مستقیم کنترل زندگی اجتماعی خود را در دست می‌گیرند. تغییری که می‌تواند امکان شکل‌گیری نوعی از حیات سیاسی را فراهم کند که در آن قدرت، به جای سلطه بر جامعه از دل آن و در پاسخ به آن شکل گیرد. این همان افقی است که در آن حکومت، به‌عنوان ابزار سلطه طبقاتی، نهایتا زوال می‌یابد و جای خود را به خودحکومتی آزاد انسان‌ها می‌دهد.

هیمن امانی

منابع:

کارل مارکس: جنگ داخلی در فرانسه (The Civil War in France)، ۱۸۷۱.

ولادیمیر لنین: حکومت و انقلاب (State and Revolution)، ۱۹۱۷.

روزا لوکزامبورگ: انقلاب روسیه (The Russian Revolution)، ۱۹۱۸.

آنتونیو گرامشی: دفترهای زندان (Prison Notebooks)، ۱۹۲۹–۱۹۳۵.

منابع انگلیسی:

Carr, E.H. The Bolshevik Revolution.

Bookchin, Murray. The Third Revolution.

Castoriadis, Cornelius. Workers’ Councils and the Economics of a Self-Managed Society.

Luxemburg, Rosa. Reform or Revolution.

هیمن امانی

Next Post

مرگ خامنه‌ای و فردای جمهوری اسلامی

د مارس 2 , 2026
جنگی که از بامداد شنبه با حملات هماهنگ آمریکا و اسرائیل به خاک ایران آغاز شد، روز دوشنبه یازدهم اسفندماه وارد مرحله‌ای تازه و به‌مراتب پیچیده‌تر شده است. اسرائیل اعلام کرد موج جدیدی از حملات هوایی را علیه تهران آغاز کرده و هدف اعلام‌شده‌اش «سلطه بر آسمان» و گشودن مسیر […]
IMAGE 2026 03 02 084115

You May Like