جمهوری اسلامی دردناک‌ترین آسیب اجتماعی در ایران

photo 2025 07 29 10.03.10

وقتی سران جمهوری اسلامی از مبارزه با آسیب‌های اجتماعی سخن می‌گویند، تنها سیاستی که به این منظور مد نظر دارند را می‌توان در واژه «جمع‌آوری» خلاصه کرد: «جمع‌آوری معتادان، جمع‌آوری کارتن‌خواب‌ها، جمع‌آوری زنان خیابانی، جمع‌آوری کودکان کار؛» این‌ها عناوین طرح‌های متعددی هستند که گاه‌به‌گاه از سوی نهادهای مسئول در حوزه آسیب‌های اجتماعی مطرح می‌شوند. در واقع بسیاری از جمع‌آوری‌شدگان در این طرح‌ها، بعد از طی دوران ناموفقی از فرآیند بهبود وضعیت، با شرایط قبلی و یا حتی چه‌بسا بدتر از قبل، به دلیل آسیب‌های روانی، بر اثر ناامیدی از کمک، به خیابان‌ها برمی‌گردند. همیشه این سؤال مطرح است که چرا سیاست «جمع‌آوری» جواب نمی‌دهد؟ از به‌کار بردن لغت «جمع‌آوری» و جنبه تحقیرآمیز و غیرانسانی آن در طرح‌های رژیم که بگذریم، هدف جمهوری اسلامی از اجرای طرح دستگیری کودکان، زنان خیابانی، معتادان، کارتن‌خواب‌ها، که از آن با عنوان تحقیرآمیز طرح‌های جمع‌آوری نام می‌برند، در واقع به اسارت کشیدن قربانیان آسیب‌های اجتماعی و پنهان کردن آن‌ها از معرض دید جامعه است. چنانچه حتی این هدف رژیم نیز تأمین نمی‌شود. زیرا اولاً فقر شدید در جامعه مدام این آسیب‌های اجتماعی را بازتولید می‌کند، جمهوری اسلامی با اجرای این‌گونه طرح‌ها نه با فقر بلکه با قربانیان فقر مبارزه می‌کند. ثانیاً خود همین افراد هم بعد از مدتی به شیوه‌های مختلف، با ضربه‌های روانی و جسمی شدیدتری که خورده‌اند، به صحن خیابان‌ها بازمی‌گردند.

یک فعال حقوق کودک از بازدید خود از یکی از مراکز نگهداری کودکانی که در خیابان‌ها دستگیر شده‌اند، می‌گوید: «با کودکانی که به این مرکز آورده شده‌اند، مانند زندانی رفتار می‌شود. نفس دستگیری آن‌ها را هم یک شرکت خصوصی بر عهده گرفته است. در این مرکز در طول هفته تنها دو ساعت به کودکان اجازه حضور در فضای آزاد و هواخوری داده می‌شود. این کودکان در بقیه روزهای هفته تنها تفریح‌شان این است که به تلویزیون کوچک چسبیده به سقف زل بزنند و تماشایش کنند. مددکارها بچه‌ها را کتک می‌زنند. وقتی به این‌گونه رفتار آن‌ها با کودکان اعتراض می‌شود، می‌گویند این کودکان شانس آورده‌اند در اینجا کسی به آن‌ها تجاوز نمی‌کند!» در این مراکز از مددکاران آموزش‌دیده، از مراقبت‌های روانی و جنسیتی، از آموزش خبری نیست. در واقع آن‌ها در این مراکز نگهداری می‌شوند تا هنگامی که سرپرستی سراغشان را بگیرد. بازگشت به محیط خانواده هم البته یعنی تکرار همان شرایطی که آن‌ها را ناچار از ترک خانه کرده بود، یعنی روز از نو روزی از نو.

کار کودکان در ایران بسیار متنوع و گسترده است، هرکدام از کارهایی که کودکان انجام می‌دهند، سختی و مشکلات خاص خود را دارد، اما یکی از سخت‌ترین انواع کار کودک، زباله‌گردی و تفکیک زباله است. در شهری مانند تهران روزانه ۹ هزار تن زباله تولید می‌شود. در این میان فقط سه درصد از زباله‌ها در مبدأ تفکیک شده و مابقی تفکیک به عهده کودکانی است که در میان آن‌ها از کودک ۶ ساله تا ۱۸ ساله یافت می‌شود. تفکیک زباله در هر منطقه به پیمانکارهایی واگذار شده است که با شهرداری‌های هر منطقه قرارداد دارند. کار تفکیک زباله در گاراژهایی که غالباً در حاشیه شهر قرار دارند، اساساً توسط کودکان در سنین مختلف انجام می‌شود.

کودکان زباله‌گرد شامل طرح «جمع‌آوری» شهرداری نمی‌شوند و سرنوشت آن‌ها به گونه‌ای دیگر رقم می‌خورد. شهرداری برای آن‌ها «کارت زباله‌گردی» صادر می‌کند. آن‌ها در واقع کودکان کار یا بردگان شهرداری و مافیای جمع‌آوری و تفکیک زباله هستند. زباله‌گردی و تفکیک زباله در کلان‌شهرهای ایران و از آن جمله در تهران یکی از دردناک‌ترین صحنه‌های کار کودک را به نمایش می‌گذارند. این «کارگاه‌ها» که پیمانکاران شهرداری برای تفکیک زباله از آن استفاده می‌کنند به‌طور معمول گاراژهایی در حاشیه شهر بدون ابتدایی‌ترین امکانات بهداشتی هستند و کودکان زباله‌گرد در آن در معرض انواع بیماری‌های عفونی قرار دارند.

این گوشه‌ای از سیمای زندگی در کشوری است که بر دریایی از ثروت طبیعی نشسته است. در کشوری است که در آن میلیون‌ها انسان کارگر، روزانه ثروت و نعمت می‌آفرینند و خود از حاصل کار خود بیگانه‌اند. در چنین کشوری صدها هزار از کودکانش ناچار هستند نان روزانه خود و خانواده‌هایشان را با تفکیک زباله و زباله‌گردی تأمین کنند و شهرداری برای آن‌ها کارت زباله‌گردی صادر کند. باید فرزندان کارگران و دیگر اقشار تهیدست جامعه محروم از ابتدایی‌ترین امکانات، زباله‌دان‌های کوچه‌پس‌کوچه‌ها را زیرورو کنند و آشغال جمع کنند و شب‌ها را در آلونک‌هایی در جوار زباله‌ها به روز برسانند.


پاسخ واقعی به این سؤال را که چرا طرح‌های جمهوری اسلامی در به‌اصطلاح مبارزه با آسیب‌های اجتماعی شکست می‌خورند، یک جواب کلیدی دارد و آن این است که جمهوری اسلامی خود مسبب و عامل بقای آسیب‌های اجتماعی در ایران است. جمهوری اسلامی با همه دستگاه‌ها و نهادهای سرکوبش، با ایدئولوژی و باورهایش، با اقتصاد و سیاستش، خود ویرانگرترین آسیب اجتماعی در این جامعه است. تا این آسیب اجتماعی باقی است، همه آسیب‌های دردناک اجتماعی دیگر به حیات خود ادامه خواهند داد.

کولبرنیوز

Next Post

تداوم کارزار «سه‌شنبه‌های نه به اعدام» در ۴۸ زندان کشور- هفته هفتادونهم

س جولای 29 , 2025
اعدام ۲ زندانی سیاسی مهدی حسنی و بهروز احسانی‌اسلاملو از اعضای کارزار سه‌شنبه‌های نه به اعدام با وجود حمله‌ای وحشیانه به قلب کارزار «سه‌شنبه‌های نه به اعدام» در زندان قزلحصار، این کارزار هم‌چنان با مقاومت و انسجام ادامه دارد. حاکمیت، ناتوان از حل بحران‌های داخلی و خارجی، بیش از گذشته […]
IMAGE 2025 07 29 120810

You May Like