
۲۵ نوامبر، روز جهانی مبارزه با خشونت علیه زنان، یادآور این حقیقت است که خشونت جنسیتی نه رخدادی فردی یا اتفاقی، بلکه ساختاری عمیقاً ریشهدار در نظامهای قدرت، سلطه و نابرابر است. در ایران و کوردستان زیر سایهی جمهوری اسلامی، این خشونت در قوانین، دین، سیاستها و گفتمان رسمی حکومت بهگونهای عریانتر بازتولید میشود. درهمتنیدگی اشکال مختلف ستم نیز سبب میشود که تجربه زنان در نقاط مختلف این مرزها یکسان نباشد. در مناطقی مانند کوردستان، خشونتها اغلب چندلایه و تشدید شدهاند: خشونتی که از جنسیت زن آغاز میشود و با ستم ملی، طبقاتی و امنیتی در هم میپیچد. زنان در این تقاطع ستمها با فشاری روبهرو هستند که تنها آزادی و بدن آنان را هدف نمیگیرد، بلکه هویت، زبان و حق زیستن برابرشان را نیز محدود میکند.
خشونت علیه زنان در ایران همچون دیگر نقاط جهان صرفاً پیامد چند قانون نابرابر یا سنتهای کهنه نیست، بلکه نتیجه منطقی ساختاری استوار بر سلطه مردسالار، مالکیتپنداری بر بدن زنان، و کنترل سیاسی و اقتصادی طبقات فرودست است. در این ساختار، خشونت جنسیتی ابزار حفظ نظم موجود است؛ نظمی که هم سرمایهداری را بازتولید میکند، هم مرکزگرایی را تقویت، و هم اقتدار مردانه را تثبیت میسازد. پیوند خوردن این سازوکار با امنیتیسازی فضای اجتماعی و تاریخ طولانی سرکوب سیاسی، فشار وارده بر زنان را چند برابر میکند.
زنانی که در خیزش انقلابی ژینا در صف نخست ایستادند، تنها برای لغو حجاب اجباری یا حق انتخاب پوشش مبارزه نکردند؛ آنان علیه کلیت ساختاری برخاستند که خشونت را قانونی، نهادینه، هدفمند و مشروع جلوه میدهد. ساختاری که بدن زن را به میدان اصلی نبرد ایدئولوژیک بدل میکند و با نهادینهکردن اشکال گوناگون خشونت
-از کودکهمسری و ازدواج تحمیلی تا سازوکارهای اقتصادیای که زنان کارگر، زنان کولبر و زنان خانهدار را در چرخهی فقر و بیقدرتی نگه میدارد- نظم سلطهگر خود را بر جامعه تحمیل میکند. در کوردستان، زنان بهویژه بهعنوان پیشگامان این جنبش شناخته شدند، زیرا سالهاست ترکیب ستم جنسیتی، طبقاتی و ملی را زیسته و در برابر آن ایستادگی کردهاند. مقاومت روزمره، سازماندهی محلی، حضور در اعتصابها و اعتراضها و پیشبرد گفتمانی رهاییخواهانه، همگی نشان دادهاند که مبارزه علیه خشونت بدون نگاه رادیکال و بدون فهم ستمهای متقاطع، مبارزهای ناقص و ناکارآمد خواهد بود.
در عین حال، مبارزات چند دهه اخیر زنان نشان داده است که مقاومت بینتیجه نمیماند. هر گام کوچک در خیابان، هر صدای بلندشده علیه تبعیض، هر اعتراض جمعی و هر کنش روزمره در خانه و محیط کار، نظم مردسالار را تَرَک دار کرده است. تغییرات فرهنگی عمیق، افزایش آگاهی عمومی، به چالش کشیده شدن تابوهای تاریخی و مذهبی و ظهور نسلی که زنستیزی را برنمیتابد، همه نشانه آن است که مقاومت زنان نه فقط دفاعی، بلکه پیشبرنده و تحولآفرین بوده است. خیزش انقلابی ژینا و جنبش «ژن، ژیان، ئازادی» نیز مهر تأییدی بر این حقیقت بود که زنان توانستهاند گفتمان غالب را دگرگون کنند و آیندهای نو را در تصور جمعی جامعه بنشانند؛ آیندهای که دیگر قابل بازگشت نیست.
در چنین روزی، بار دیگر تأکید میکنیم که مبارزه با خشونت علیه زنان باید از سطح نمادین فراتر رود و به مبارزهای رادیکال، ساختارشکن و رهاییمحور بدل شود؛ مبارزهای که بر مالکیتزدایی از بدن زنان، برچیدن قوانین دینی و مردسالار و ساختن جامعهای برابر، آزاد و مبتنی بر همبستگی پای میفشارد. تجربه جهانی مبارزات زنان نشان داده است که آنان موتور اصلی تغییرات بنیادیناند، و دیگر جنبشهای رادیکال باید صدای آنان را در مرکز مبارزه قرار دهند.
۲۵ نوامبر تنها یک روز نیست؛ یادآور تعهدی جمعی است برای ساختن جهانی که در آن هیچ شکلی از خشونت نه توجیه شود و نه تحمل. آیندهای که در آن رهایی زن، شرط رهایی همگان است.
کولبرنیوز ۲۵ نوامبر ٢٠۲۵

