قطع اینترنت در ایران؛ جنگی علیه معیشت مردم و ابزاری برای کنترل جامعه

photo 2026 04 19 09.38.19

قطع سراسری اینترنت در ایران اکنون به پنجاهمین روز خود رسیده است؛ وضعیتی که بنا بر گزارش تازه نت‌بلاکس، در یک کشور متصل به اینترنت بی‌سابقه است. همین نهاد مستقل تأکید کرده که این اختلال طولانی‌مدت نه فقط دسترسی به شبکه جهانی را مختل کرده، بلکه مستقیماً به معیشت، امنیت و حقوق انسانی میلیون‌ها نفر آسیب زده است. اگر اینترنت در جهان امروز یکی از شریان‌های حیاتی زندگی اجتماعی و اقتصادی است، قطع آن یک شکل از جنگ علیه مردم است.

از زمان آغاز جنگ در ۹ اسفند ۱۴۰۴، جمهوری اسلامی بار دیگر به یکی از آشناترین ابزارهای سرکوب و کنترل متوسل شده است و نزدیک به ۹۰ میلیون نفر مستقیم و غیر مستقیم تحت تأثیر قرار گرفته‌اند. در ظاهر، این سیاست شاید اقدامی امنیتی و نظامی مربوط به شرایط جنگی جلوه داده شود؛ اما در عمل، هدف آن چیزی جز کنترل جریان اطلاعات، محدود کردن سازمان‌یابی اجتماعی و منزوی کردن مردم از یکدیگر نیست.

اما پیش از هر چیز باید به ابعاد اقتصادی این فاجعه توجه کرد. حتی رسانه رسمی جمهوری اسلامی، ایرنا، ناچار شده است اذعان کند که قطع پنجاه‌روزه اینترنت باعث از دست رفتن مشتریان خارجی برخی کسب‌وکارها و نابودی بخشی از درآمد ارزی مورد انتظار شده است. در همین گزارش آمده که حتی در صورت وصل مجدد اینترنت، بازگرداندن مشتریان از دست‌رفته روندی طولانی، سخت و در مواردی ناممکن خواهد بود. ایرنا همچنین هشدار داده که تاب‌آوری کسب‌وکارهای آنلاین به‌طور متوسط فقط ۲۰ روز است و پس از آن، موجی از ورشکستگی‌ها می‌تواند غیرقابل بازگشت شود. این توصیف که از تبعات قطع اینترنت با عنوان «سونامی اقتصادی و معیشتی» یاد می‌کند، در واقع اعترافی رسمی به عمق بحرانی است که حکومت خود پدید آورده است.

برآوردها نشان می‌دهد خسارت ناشی از این اختلال تا امروز از چهار میلیارد دلار فراتر رفته است. افشین کلاهی، از رؤسای اتاق بازرگانی جمهوری اسلامی، نیز چندی پیش میزان خسارت مستقیم و غیرمستقیم را روزانه تا ۸۰ میلیون دلار اعلام کرد. اما پشت این اعداد، آنچه واقعاً در حال نابودی است، زندگی روزمره میلیون‌ها انسانی است که کار، فروش، آموزش، درمان و ارتباطشان به اینترنت وابسته شده است. وقتی فروش آنلاین سقوط می‌کند، تنها شرکت‌های بزرگ آسیب نمی‌بینند؛ خیاطی که از خانه سفارش می‌گیرد، فروشنده خرد در اینستاگرام، راننده‌ای که با اپلیکیشن کار می‌کند، پیک، مترجم، معلم خصوصی، مغازه‌دار کوچک و هزاران کارگر خدماتی نیز منبع درآمد خود را از دست می‌دهند.

در شرایطی که اقتصاد ایران پیشاپیش با رکود تورمی، کاهش تولید صنعتی، سقوط ارزش پول ملی و افزایش بیکاری دست‌به‌گریبان است، قطع اینترنت ضربه‌ای مضاعف وارد می‌کند. این سیاست فقط یک وقفه موقت در کسب‌وکارها ایجاد نمی‌کند، بلکه زنجیره تولید، توزیع، پرداخت، ارتباط با مشتری و حتی تأمین مواد اولیه را مختل می‌سازد. در نتیجه، بحران اقتصادی تعمیق می‌شود و فشار آن، مانند همیشه، بیش از همه بر دوش فرودستان می‌افتد. طبقات مرفه‌تر، هرچند با دشواری، راه‌هایی برای دور زدن محدودیت‌ها، خرید ابزارهای گران‌تر یا دسترسی به شبکه‌های خاص پیدا می‌کنند. اما برای کارگر روزمزد، دانشجو، فروشنده خرد، خانواده‌های کم‌درآمد و کسانی که زندگی‌شان از پیش بر لبه سقوط ایستاده، چنین امکاناتی وجود ندارد. در این‌جا نیز نابرابری طبقاتی خود را به‌روشنی نشان می‌دهد. اینترنت برای ثروتمندان یک محدودیت آزاردهنده است، اما برای فرودستان می‌تواند به معنای قطع نان باشد.

با این حال، ابعاد فاجعه فقط اقتصادی نیست. اینترنت امروز دیگر یک کالای لوکس نیست؛ بخشی از زیرساخت حیاتی زندگی است. مردم از طریق آن با خانواده‌های خود تماس می‌گیرند، خبر می‌گیرند، درمان پیگیری می‌کنند، آموزش می‌بینند و در شرایط بحرانی از خطرات اطراف خود باخبر می‌شوند. در وضعیت جنگی، این نقش حتی حیاتی‌تر می‌شود. مردم برای آگاهی از وضعیت شهرها، محله‌ها و مسیرهای امن نیازمند دسترسی آزاد به اطلاعات‌اند. وقتی این شریان قطع می‌شود، جامعه در میان شایعه، ترس و بی‌خبری رها می‌شود.

یکی از سنگین‌ترین پیامدهای این وضعیت، فشار روانی گسترده‌ای است که بر مردم تحمیل می‌شود. بی‌خبری از عزیزان، ناتوانی در پیگیری اخبار مستقل، زندگی را به شکلی از شکنجه خاموش تبدیل می‌کند. برای مادری که نمی‌داند فرزندش در شهر دیگر زنده است یا نه، قطع اینترنت یک کابوس دائمی است. حکومت با بستن اینترنت اضطراب را عمومی و اجتماعی می سازد.

از زاویه سیاسی نیز این سیاست معنایی روشن دارد. قطع اینترنت ابزاری برای پنهان کردن واقعیت است. وقتی مردم نتوانند روایت خود را به بیرون منتقل کنند، روایت رسمی دولت دست بالا پیدا می‌کند. جنایت‌ها، ویرانی‌ها، بازداشت‌ها و سرکوب در تاریکی می‌ماند. به همین دلیل، قطع اینترنت در واقع بخشی از ماشین کنترل و سرکوب است.

هم‌زمان، حکومت مردم را به سمت بازار سیاه اینترنت رانده است. رواج پروکسی‌های محدود و گران، و مخاطرات استفاده از ابزارهایی مانند استارلینک، شکلی دیگر از تبعیض و ناامنی ایجاد کرده است. کسانی که پول و امکانات بیشتری دارند، شاید بتوانند دسترسی حداقلی بخرند؛ اما اکثریت مردم یا کاملاً محروم می‌شوند یا باید برای اتصال ضعیف و ناامن هزینه‌ای سنگین بپردازند. در نتیجه، باز هم فرودستان هستند که بیشترین آسیب را می‌بینند.

از همین رو، قطع اینترنت در ایران باید به‌عنوان یک بحران انسانی و نقض آشکار حقوق پایه‌ای مردم شناخته شود. نقض حق ارتباط، حق دسترسی به اطلاعات، حق کار، حق امنیت و حتی در مواردی حق حیات. این اقدام تهاجمی مستقیم به جامعه است.

اما در دل این تاریکی، یک ضرورت اساسی برجسته می‌شود و آنهم همبستگی اجتماعی است. وقتی حکومت مردم را در بی‌خبری و انزوا رها می‌کند، تنها چیزی که می‌تواند بخشی از فشار را کاهش دهد، شبکه‌های همیاری و اعتماد میان خود مردم است. در محله‌ها، خانواده‌ها، جمع‌های دوستانه و همسایگی، باید راه‌های جایگزین برای خبررسانی، مراقبت و پشتیبانی از یکدیگر تقویت شود. در چنین شرایطی، هر شبکه کوچک و هر اقدام جمعی برای کمک به آسیب‌پذیرترین‌ها، و هر شکل از همراهی انسانی، شکلی از مقاومت اجتماعی است.

کولبرنیوز

You May Like