
۱۲ فروردین، سالروز تحمیل رژیمی به مردم ایران است که «جمهوری اسلامی ایران» نام گرفت. ۴۶ سال پیش در چنین روزی، مصادرهکنندگان انقلابِ مردم ایران به رهبری خمینی، طی نمایشی به نام «همهپرسی از مردم ایران»، حاکمیت جهل و خرافه و سرکوب خود را بر این کشور رسمیت بخشیدند.
پس از سرنگونی رژیم پهلوی، درحالیکه فضای سیاسی ایران آکنده از امید به آزادی و عدالت بود و تودههای مردم بهتمامی پی به ماهیت افکار ارتجاعی و اهداف غاصبان انقلاب نبرده بودند، خمینی و دارودستهاش با هدف تثبیت حکومت اسلامی، انجام رفراندوم فریبکارانهای را طراحی کردند. آنها با طرح پرسش «جمهوری اسلامی» یا بازگشت به استبداد سلطنتی، فریبکارانه میلیونها ایرانی را که از نظام پیشین متنفر بودند، در تنگنای اخلاقی قرار دادند. رأی «آری»، نه به معنای حمایت از جمهوری اسلامی، که تنها نشاندهندهٔ نفرت از سلطنت بود.
طبعاً در شرایطی که تودههای مردم جانبازانه و وسیعاً در قیام برای سرنگونی رژیم پهلوی شرکت کرده بودند، از فرط نفرتشان نسبت به رژیم و نظام پیشین و علیرغم میل باطنیشان به حاکمیت مذهبی، بخشی ناچاراً، ازآنجا که انتخاب دیگری نبود، و البته بخشی هم از روی توهم، رأی «آری» را انتخاب میکردند و به صندوقهای رأی میریختند.
البته در آن هنگام نیز آن دسته از مردم که ماهیت حاکمیت مذهبی و قدرتگیری مرتجعان را همسان حاکمیت استبدادی و دیکتاتوری نظام شاهنشاهی میدانستند، نهتنها این رفراندوم را تحریم کردند، بلکه تا جایی که توان داشتند، تودههای مردم را هم از شرکت در آن برحذر میداشتند. کارگزاران تازهبهقدرترسیده، برخوردار از امکاناتی که به چنگ آورده بودند و با استفاده از تریبونهایی که در اختیار داشتند، نتایج بهاصطلاح همهپرسی را به نفع خود و به نام جمهوری اسلامی ایران اعلام کردند: ۹۸ درصد مشارکت و موافقت! ادعایی که حتی با منطق جغرافیایی و جمعیتی نیز همخوانی نداشت.
در آن هنگام نیز بخشهای نسبتاً وسیعی از مردم در آن اولین نمایش انتخاباتی شرکت نداشتند، اما جمهوری اسلامی اولین آمار جعلی خود را از یک بهاصطلاح رفراندوم اعلام کرد و ادعا نمود که گویا بیش از ۹۸ درصد مردم در نمایش «جمهوری اسلامی آری یا نه» شرکت داشتهاند. این ادعای جمهوری اسلامی در حالی اعلام میگردید که مردم کوردستان با جمعیتی چندمیلیونی، علیرغم این فریبکاری آشکار، با هوشیاری کامل در این رفراندوم شرکت نکردند و به این ترتیب مشروعیت این رژیم را نپذیرفتند. این رژیم حتی شانس این را هم نداشت که دکههای انتخاباتیاش را در کوردستان دایر کند. همین نافرمانی، سرآغاز ۴۶ سال مبارزهٔ مسلحانه و مدنی در کوردستان شد. برای بسیاری از مناطق دورافتاده در سراسر ایران هم اصلاً برگهٔ انتخاباتی فرستاده نشد. در چندین نقطه و ازجمله مناطقی از ترکمنصحرا، صندوق رأی مستقر نشد. در دیگر نقاط ایران نیز بسیاری از شهروندان، با وجود فشارها، در خانه ماندند یا برگههای رأی را باطل کردند. بدین ترتیب، جمهوری اسلامی از همان روز نخست، سنت تقلب و «مهندسی کردن انتخابات» را بنیان نهاد.
امروز میلیونها نفر از مردم ایران به مردم کوردستان و به همهٔ آنهایی که آگاهانه در این نمایشِ دادن مشروعیت به رژیم اسلامی شرکت نکردند، دستمریزاد میگویند. امروز اکثریت قاطع مردم ایران—زنان، جوانان، کارگران، معلمان، بازنشستگان، ملتهای تحت ستم و بسیاری از اقشار دیگر جامعه—خواهان سرنگونی این رژیم هستند. اما چنین هدفی تنها با تکرار صحنههای پرشور خیزش انقلابی سال ۱۳۵۷، خیزشهای انقلابی دیماه ۹۶، آبان ۹۸ و انقلاب «زن، زندگی، آزادی» و اینبار با ایفای نقش آگاهانه و متشکل طبقهٔ کارگر در صحنهها و عرصههای مختلف، میسر میشود. بگذارید دست در دست هم، زمینههای چنین انقلابی را با ارادهٔ میلیونیمان فراهم کنیم. پایان نظام جمهوری اسلامی نه یک رؤیا، که اجتنابناپذیر است. این بار اما، پیروزی واقعی از آنِ اکثریت مردم خواهد بود؛ مردمی که میدانند آزادی و برابری نه با توهم و خوشباوری، که با مبارزهٔ آگاهانه به دست میآید.
روز ۱۲ فروردین، اگر برای جمهوری اسلامی روز آغاز چهل و ششمین سال از حاکمیت نظام سرمایهداری اسلامی است، برای تودههای مردم، سالروز اعلام پایان نقش تودههای مردم در یک انقلاب شکوهمند، سالروز آغاز یک رژیم ارتجاعی و سالروز تداوم یک عمر سرکوب، تحقیر، تحمل فقر و گرسنگی و آغاز چهل و ششمین سالِ سلب ابتداییترین آزادیهای فردی و اجتماعی است.
در روز استقرار حکومت جنایت، تحمیق و ویرانیِ جمهوری اسلامی، جا دارد یاد کمونیستها، انقلابیون و پیشقراولان زن و مردی را گرامی بداریم که در جهت جلوگیری از قدرت گرفتن این هیولای ضدبشری و تحقق آرمانهای واقعی انقلاب ایران، در میدان نبرد یا در زندانها جانشان را فدا کردند. یاد الهامبخش آنان، امروز بیش از هر روز دیگر ما را در رزم بیامان، نقشهمند، سازمانیافته و پیوسته علیه رژیم اسلامی و نظام سرمایهداری یاری خواهد بخشید. تحقق این آرمان اما نیازمند اتحاد، سازماندهی، شکلگیری نهاد رهبری و پرهیز از تکرار اشتباهات گذشته است. باید با یادگیری از تاریخ، جلوِ بازتولید استبداد از هر نوع آن را گرفت.