جنگ یا سازش؟ مسئله مردم نه انتخاب، که سازماندهی برای هر دو سناریو است

photo 2026 02 16 08 37 38

قرار است به‌زودی دور دوم گفت‌وگوهای ایران و آمریکا، همزمان با اعلام مواضع متناقض از سوی دو طرف، در ژنو برگزار شود. از یک سو، جمهوری اسلامی آمادگی خود را برای همکاری‌های اقتصادی گسترده، از جمله سرمایه‌گذاری در بخش انرژی، میدان‌های مشترک نفت و گاز، پروژه‌های معدنی و حتی خرید هواپیما از آمریکا اعلام کرده است. حمید قنبری، معاون مدیرکل دیپلماسی اقتصادی وزارت خارجه، استدلال کرده که برای دوام توافق، آمریکا نیز باید از حوزه‌هایی با «بازده اقتصادی بالا و سریع» منتفع شود.
از سوی دیگر، مارکو روبیو، وزیر خارجه آمریکا، گرچه ترجیح دیپلماسی را اعلام کرده، اما تأکید دارد که «هیچ‌کس نتوانسته» با ایران به توافقی موفق برسد. همزمان، آمریکا یک ناو هواپیمابر دوم را به منطقه اعزام کرده و برای احتمال «کارزار نظامی طولانی‌مدت» (آنگونه که خود می‌گویند)، در صورت شکست گفت‌وگوها آماده می‌شود. علاوه بر فشار نظامی، طبق گزارش اکسیوس، ترامپ و نتانیاهو توافق کرده‌اند برای کاهش صادرات نفت ایران به چین تلاش کنند؛ اقدامی که می‌تواند درآمد نفتی تهران را به شکل محسوسی کاهش دهد.
این تحولات نشان می‌دهد که هر دو طرف همزمان مسیر دیپلماسی و اهرم‌های فشار را حفظ کرده‌اند؛ ترکیبی که می‌تواند مسیر گفت‌وگوها را هم به سمت توافق و هم به سمت تشدید تنش سوق دهد. در چنین شرایطی، پرسش اصلی برای اکثریت مردم ایران «حمایت یا مخالفت» با این یا آن سناریو نیست. مردم نه تصمیم‌گیرنده جنگ‌اند و نه صاحب‌اختیار سازش. آنچه تعیین‌کننده است، آمادگی برای مواجهه با پیامدهای هر دو سناریو و ساختن نیروی مستقل از پایین است؛ نیرویی که بتواند در لحظه‌های گشایش سیاسی یا فروپاشی، هم از زندگی روزمره محافظت کند و هم مبارزه علیه جمهوری‌اسلامی را به عقب نراند.
اگر توافق رخ دهد، به احتمال زیاد چنین صلحی آزادی و تأمین حقوق اولیه مردم را به دنبال نمی‌آورد. تجربه برجام هنوز تازه است. آزاد شدن بیش از ۱۵۰ میلیارد دلار از دارایی‌های جمهوری اسلامی نه‌تنها بهبود شرایط زندگی طبقه کارگر و اقشار فرودست جامعه را به دنبال نداشت، بلکه به عمیق‌تر شدن فاصله طبقاتی، گسترش ابعاد فساد و تقویت توانایی‌های امنیتی و نظامی رژیم منجر شد.
افزایش درآمدهای نفتی یا دسترسی به سرمایه خارجی می‌تواند به‌جای رفاه عمومی، صرف گسترش ظرفیت‌های امنیتی، نظارتی و سرکوب شود. می‌توان تصور کرد که کاهش نسبی فشار امنیتی، حاشیه‌ای برای تشکل‌یابی مدنی، کارگری، دانشجویی و زنان ایجاد کند؛ اما این حاشیه همواره مشروط به محاسبات امنیتی و قابل بازپس‌گیری است.
خطر جدی توافق، نه فقط استمرار رژیم، بلکه استحاله آن به شکلی قابل‌قبول‌تر برای آمریکا و قابل‌تحمل‌تر برای بخشی از درون جامعه است؛ وضعیتی که می‌تواند شور و شوق اکثریت مردم برای تغییر بنیادی رژیم را موقتاً کاهش دهد و فرصت سرنگونی انقلابی آن را بسوزاند. اگرچه توافق می‌تواند ظرفیت‌های جنبش مطالباتی را افزایش دهد، اما همزمان ابزارهای بقای جمهوری اسلامی را نیز تقویت می‌کند.

اما وقوع جنگ، ولو محدود، منطق خود را به جامعه تحمیل می‌کند. همه‌چیز امنیتی می‌شود. سپاه و نهادهای اطلاعاتی کنترل کل جامعه را به دست می‌گیرند و هر اعتراضی به «خیانت» تعبیر می‌شود. «دفاع از میهن» بهانه‌ای برای بستن فضای سیاسی عمومی، تعلیق حداقل حقوق و تشدید سرکوب خواهد شد. هر صدای مخالف به‌راحتی هدف برچسب‌زنی قرار می‌گیرد. جنگ، تورم بیشتر، سقوط خدمات عمومی، بیکاری و گرسنگی را به دنبال می‌آورد. جنگ یعنی بیمارستان، مدرسه، آب و برق و مسکن در معرض فروپاشی قرار می‌گیرند؛ یعنی موج‌های مهاجرت و بی‌خانمانی پیوندهای اجتماعی را پاره می‌کند.
البته قابل تصور است که این وضعیت می‌تواند به خیزش‌های بزرگ منجر شود، اما بدون شبکه‌های سازمان‌یافته و بدون رهبری، نتیجه چنین خیزش‌هایی می‌تواند نامعلوم، پرهزینه و حتی به سود نیروهای ارتجاعی تمام شود.
جنگ می‌تواند شکاف‌های درون حکومتی را باز کند؛ اما «شکاف بالا» فقط زمانی به «فرصت پایین» تبدیل می‌شود که نهادهای مردمی برای پر کردن خلأ قدرت شکل گرفته باشند. وگرنه شکاف‌ها به رقابت باندهای مسلح و معامله بر سر آینده مردم تبدیل می‌شوند.
خطر جنگ، ظهور جنگ‌سالاران، گروه‌های افراطی و دخالت مستقیم بازیگران منطقه‌ای و بین‌المللی است. خطر جنگ، لیبیایی شدن جامعه ایران است. حتی اگر جمهوری اسلامی در جنگ تضعیف یا شکست بخورد، ممکن است در شکلی ضعیف‌تر اما امنیتی‌تر به حیات خود ادامه دهد و همزمان ایران را با فاجعه انسانی روبه‌رو کند.

واقعیت این است که برای اکثریت جامعه، هیچ‌یک از دو سناریو انتخاب نیست؛ هر دو، با ماهیتی متفاوت، هزینه‌بارند. در توافق، خطر اصلی استمرار و بازتولید رژیم با چهره‌ای متفاوت و بهره‌مندی از منابع بیشتر است.

در جنگ، خطر اصلی فاجعه انسانی، خلأ قدرت و تبدیل شدن ایران به میدان رقابت ژئوپلیتیک است. در هر دو حالت، اگر نیروی مستقل اجتماعی شکل نگیرد، مردم زیر چرخ‌دنده شرایطی که انتخاب آنان نبوده است، له می‌شوند.

در این صورت راه چاره چیست؟ راه چاره، همان‌گونه که بارها تأکید کرده‌ایم، سازماندهی از پایین و پر کردن خلأ قدرت با نهادهای حکمرانی مردم‌نهاد است. کلید موفقیت جنبش‌های اجتماعی نه در شرط‌بندی بر نتیجه مذاکرات یا جنگ، بلکه در ساختن ظرفیت اداره جامعه از پایین است؛ یعنی ایجاد شبکه‌ها و نهادهایی که در لحظه‌های گشایش یا فروپاشی، از زندگی روزمره مردم دفاع کنند، نان و دارو و امنیت محله را تأمین کنند.
این یعنی ایجاد شوراها و مجامع عمومی در محل کار و زیست؛ شوراهای کارگری در کارخانه‌ها، خدمات، حمل‌ونقل، نفت و گاز؛ مجامع عمومی محلی در محله‌ها و شهرها؛ و ایجاد شبکه‌های همیاری و صندوق‌های همبستگی مالی.

واقعیت تلخ این است که اگر مردم خلأ قدرت را پر نکنند، بخش‌هایی از سپاه، اصلاح‌طلبان حکومتی یا نیروهای خارجی و جنگ‌سالاران آن را پر خواهند کرد. اما آنچه از هم‌اکنون، در حالی که هنوز هیچ‌یک از این دو سناریو رخ نداده، باید کرد چیست؟

از همین امروز و در تداوم جنبش‌های اجتماعی جاری باید مطالبات زیر مجموعه شعار «نان، کار، آزادی» را به هم پیوند داد. اگر مطالبات معیشتی و کار از آزادی جدا شود، به باج‌گیری جناح‌های درون حکومتی یا اپوزیسیون راست بورژوایی ختم می‌شود. اگر آزادی از نان جدا شود، شعارها از پشتوانه مادی تهی می‌شوند. نیروهای چپ جامعه باید این دو را در سازماندهی واقعی به هم گره بزنند.

آنچه قرار است در مذاکرات ژنو رخ دهد، چه به توافق ختم شود و چه به جنگ، تعیین‌کننده نهایی سرنوشت مردم نیست. نیروی چپ اگر می‌خواهد در بزنگاه‌ها به نیرویی تعیین‌کننده بدل شود، باید از امروز، به جای تفسیر صرفِ بالا، به ساختنِ پایین بپردازد. در برابر هر دو سناریو، پاسخ واحد است: سازماندهی از پایین، همبستگی طبقاتی و حکمرانی مردم‌نهاد برای پر کردن هر خلأ قدرت، به نفع آزادی، برابری و زندگی بهتر.

کولبرنیوز

Next Post

سنندج؛ بازداشت طارق رحیم‌پور توسط نیروهای اداره اطلاعات

د فوریه 16 , 2026
طارق رحیم‌پور، شهروند ۴۰ ساله اهل روستای «اویهنگ» از توابع سنندج توسط نیروهای اداره اطلاعات در محل کسب خود در شهر سنندج بازداشت و به مکان نامعلومی منتقل شد. به گزارش کولبرنیوز روز دوشنبه بیست‌وهفتم بهمن‌ماه ۱۴۰۴، طارق رحیم‌پور در مغازه محل کار خود توسط نیروهای امنیتی بازداشت شده و […]
photo 2026 02 16 12 35 22

You May Like