
امواج اعتراضی به بیآبی و کمآبی در شرق و غرب و مرکز ایران در حال گسترش است. بحران بیآبی و کمآبی از استان بلوچستان به تهران، آذربایجان شرقی و غربی نیز رسیده و اعتراضات زیادی را موجب شده است.
کمآبی در بلوچستان همچنان ادامه دارد. طالبان در افغانستان در برابر دادن میزان توافق شده حق آبه رودخانه هیرمند مقاومت میکند. جمهوری اسلامی چند روز پیش هیاتی را برای مذاکره و بازدید به افغانستان فرستاد. روز سه شنبه ۲۴ مردادماه ١۴٠٢ خبر رسید که طالبان به اعضای این هیات بیاعتنایی کرده و تقاضای آنها برای بازدید از سد «کجکی» را رد کرده است. گذشته از این منطقه محروم نگه داشته شده کشور در شهرک باغمیشه تبریز نیز اهالی با قطع پی در پی آب روبرویند. روز دوشنبه ٢٣ مردادماه اهالی این شهرک برای چندمین بار در اعتراض به قطع طولانی آب، در این شهرک تجمع کردند. روز چهارشنبه ١٨ مردادماه نیز تعدادی از شهروندان دهستان استان آذربایجان غربی در اعتراض به قطعی چندروزه آب آشامیدنی در این شهرستان مقابل چندین نهاد دولتی تجمع کردند. بنا به گزارشها همچنین منابع آبی استان تهران روزهایی بحرانی را پشتسر میگذارد. روز جمعه ۲۰ مردادماه، تعدادی از شهروندان ورامین در اعتراض به تداوم مشکلات کمآبی در شهر دست به برگزاری تجمع زدند. در همین روز به دنبال قطعی چهار روزه آب در محله جمعی از مردم محله آلارد رباطکریم در اعتراض به قطعیهای بی پایان در یکی از خیابانهای این محله تجمع کردند.
اخبار نگران کننده بیآبی و کمآبی که در اطراف و اکناف ایران تکرار میشود انعکاس متفاوتی در میان کاربدستان حکومت داشته است. بعضیها مردم را مقصر اوضاع جلوه داده که گویا آب زیاد مصرف میکنند. اما بعضیها تحت ملاحظاتی بخشی از واقعیات را بیان میکنند. برای نمونه هاشم امینی، روز دوشنبه ۲۳ مردادماه ۱۴۰۲ در نشست صنعت آب کشور گفت که در حال حاضر ۲۶۹ شهر کشور دچار تنش آبی هستند. او اعتراف کرد که «سدِ دوستی» مشهد در شرایط بحرانی است و «سد نهند» تبریز نیز از دست رفته است. اخیراً در گزارش اطلاعات مرکز پژوهشهای مجلس آمده بود که بحران آب در تمام منابع آب زیرزمینی کشور گسترده شده. طبق این گزارش از میان مجموع ۶۰۹ دشت مطالعاتی کشور که شماری از آنها دچار فرونشست زمین شدهاند، ۴۲۰ دشت به عنوان ممنوعه و بحرانی قلمداد میشود.
بیآبی و کمآبی یکی از مشکلات جدی در ایران است که پیامدهای آنرا در اعتراضات تظاهراتهای مردم در بسیاری از مناطق ایران و حتی در سخنان بعضی از کاربدستان شاهد هستیم. ولی مشکل در ایران تنها کمآبی نیست، آب موجود هم سالم و آشامیدنی نیست. ورود مستقیم یا غیرمستقیم مواد شیمیایی، معدنی، بیولوژیکی و فیزیکی از فاضلابهای خانگی و صنعتی و بیمارستانی به سفرههای آب زیرزمینی و آبهای سطحی در بسیاری از شهرستانها به ایجاد تغییر در رنگ، طعم و بوی آب منجر شده است. سفیدرود آلودهترین رودخانه ایران نامیده شده است، یا همین اواخر آلودگی ارس به مواد شیمیایی و رادیواکتیو توجه افکار عمومی را به خود جلب کرد.
سیاستهای نادرست کشاورزی، صنعتی و عدم زیرساختهای مناسب و مدرن در نقل و انتقال آب شرب و همچنین عدم وجود تصفیه و بازیافت مناسب، پیشرفته و مدرن برای فاضلابها، سودجویی و عدم مسئولیت تعدادی از واحدهای تولیدی و عدم کنترل رژیم، منابع و ذخایر آبی ایران را با تهدیدات و عواقب فاجعهباری روبرو کرده است. مهمتر از همه اینها سدسازیهای فراوان و زیانباری که قرارگاه خاتم الانبیاء یا برای کسب پول و یا دلایل دیگر، انجام داده که بر وخامت اوضاع افزوده است. در ضمن گفته میشود که در ته بعضی دریاچهها و حتی دریاچه اورومیه لیتیوم کشف شده و در نتیجه سپاه آگاهانه موجبات خشک شدن آنرا فرآهم کرده است.
ادامه حیات حکومت اسلامی بزرگترین تهدید علیه سلامتی مردم و محیطزیست ایران است. حکومتی که کمترین سرمایهگذاری را در جهت رفاه و سلامتی مردم و در دفاع از محیطزیست ایران انجام میدهد. حکومت با اشاعه خرافات مذهبی، ضدیت با دانش و علم، سرکوب در داخل و تروریسم در خارج؛ ثروت و منابع مالی کشور را صرف بقا و ادامه حاکمیت مشتی دزد و فاسد مرتجع اسلامی میکند. ادامه حاکمیت این رژیم سرکوبگر و نالایق چیزی نیست جز آلوده شدن بیشتر محیطزیست و وارد آوردن آسیبهای فاجعهبار بر سلامت مردم و مرگ و میر بیشتر. سران و کاربدستان فاسد جمهوری اسلامی نخواهند توانست با مقصر جلوه دادن مردم و یا نسبت دادن کمبود به دشمن فرضی خود را از زبانه آتش خشم مردم برهانند.