نویسندە: ایوب دباغیان

اسامه الرفاعی برای بسیاری از کوردها و ناظران تحولات منطقه، نماد یکی از تاریکترین فصول جنایات جنگی در شمال سوریه است. او نهتنها یک مفتی افراطی، بلکه چهرهای شناختهشده و منفور در میان جهادگرایان و ابزار ایدئولوژیک اشغالگری ترکیه در عفرین بوده است. فتوای او راه را برای قتلعام، غارت، پاکسازی قومی و خشونت سیستماتیک علیه کوردها باز کرد و مشروعیتبخش جنایات نیروهای نیابتی ترکیه شد.
الرفاعی در سالهای اخیر، بهعنوان یک چهره مذهبی تندرو و از حامیان سرسخت جهادگرایی سلفی شناخته شده است. او با صدور فتوای مذهبی، جنایات جنگی علیه مردم کورد را توجیه و تئوریزه کرده است. در جریان حمله ترکیه و گروههای وابسته به آنکارا به عفرین در سال ۲۰۱۸، فتوای او به نسلکشی، کوچ اجباری و تجاوز به زنان کورد مشروعیت بخشید. در حالی که عفرین تا پیش از اشغال، یکی از امنترین و باثباتترین مناطق سوریه بود، فتوای او باعث شد هزاران شبهنظامی تحت حمایت ترکیه، تحت لوای «جهاد»، دست به کشتار، غارت و پاکسازی قومی بزنند. حالا، در تصمیمی جنجالی و نگرانکننده، احمد الشرع او را به سمت مفتی اعظم سوریه منصوب کرده است. این انتصاب نهتنها لکه ننگی بر سیستم قضایی و مذهبی سوریه محسوب میشود، بلکه نشاندهندهی ادامهی سیاستهای فرقهای، سرکوبگرایانه و ضد کردی در منطقه است.
از تئوریپردازی تروریسم تا سرکوبگری مذهبی
اسامه الرفاعی پیش از آنکه بهعنوان یک مفتی شناخته شود، در میان گروههای جهادی و تندرو فعالیت میکرد. او سالها در بستر گروههای سلفی، از جمله گروههای همسو با القاعده و داعش، پرورش یافت و بعدها به یکی از نزدیکترین چهرههای مذهبی وابسته به ترکیه در جنگ سوریه تبدیل شد.
در جریان حمله ترکیه به عفرین، او نهتنها به توجیه اشغالگری پرداخت، بلکه فتوایی صادر کرد که به شبهنظامیان اجازه میداد خانهها، زمینها و اموال کوردها را به غنیمت بگیرند و آنها را مجبور به ترک سرزمینشان کنند. بسیاری از این نیروهای تحت حمایت ترکیه، زنان کورد را بهعنوان “غنیمت جنگی” ربودند و این فجایع تحت لوای فتوای افرادی مانند العراقی مشروعیت یافت.
نقش او در جنایات جنگی به حدی برجسته بود که بسیاری او را یکی از معماران “پاکسازی قومی” در شمال سوریه میدانند. اما حالا، بهجای آنکه به جرم تئوریپردازی این جنایات محاکمه شود، به یکی از بالاترین مقامات مذهبی سوریه ارتقا یافته است!
چرا این انتصاب خطرناک است؟
اینکه فردی با چنین پیشینهای، حالا بهعنوان مفتی اعظم سوریه منصوب شده، پیامهای نگرانکنندهای به همراه دارد:
۱ــ تثبیت نقش مذهب در سرکوب و نسلکشی
انتصاب الرفاعی نشان میدهد که نهادهای مذهبی در سوریه نهتنها در برابر ظلم و جنایت سکوت میکنند، بلکه در برخی موارد، خود به ابزار اجرایی قدرتهای سرکوبگر تبدیل شدهاند.
٢ــ ادامهی سرکوب کوردها و اقلیتهای سوریه
با روی کار آمدن چنین چهرهای، خطر ادامه و حتی تشدید سرکوب کوردها، ایزدیها و سایر اقلیتهای مذهبی و قومی در سوریه افزایش مییابد. الرفاعی پیش از این نشان داده که طرفدار یک سیاست تندروانه علیه اقلیتهاست و حالا در جایگاهی قرار گرفته که میتواند این ایدئولوژی را به سیاست رسمی مذهبی سوریه تبدیل کند.
۳ــ همکاری پنهان با سیاستهای ترکیه
ترکیه سالها تلاش کرده است که نفوذ خود را از طریق چهرههای وابسته به خود در سوریه گسترش دهد. انتصاب فردی مانند الرفاعی میتواند نشانهای از نفوذ مخفی ترکیه در نهادهای سوریه باشد، بهویژه در حوزههایی که میتوانند به توجیه سرکوبها و سیاستهای اشغالگرانه آنکارا کمک کنند.
۴ــ تحمیل قوانین فرقهای سختگیرانهتر
این انتصاب میتواند زمینه را برای تحمیل قوانین مذهبی سختگیرانهتر در سوریه فراهم کند، که نهتنها کردها، بلکه تمام گروههای غیرسلفی را هدف قرار خواهد داد.
تداوم سیاستهای سرکوبگرایانه؛ مقاومت همچنان ادامه دارد
این گماشتن تنها یک سوی ماجراست. سوی دیگر، مقاومت و مبارزهای است که همچنان در جریان است. کردها، که سالهاست در برابر اشغالگری، سرکوب و جنایت مقاومت کردهاند، به این راحتی تسلیم نخواهند شد. جنبشهای آزادیخواهانه در کوردستان سوریه، علیرغم فشارهای سنگین، همچنان به مبارزه ادامه میدهند و حضور چنین چهرههایی نمیتواند این مقاومت را خاموش کند.
در عین حال، افکار عمومی منطقه و جهان باید نسبت به خطر این انتصاب آگاه شوند. اسامه الرفاعی نه یک شخصیت مذهبی بیطرف، بلکه معمار ایدئولوژیک جنگ و ترور است که دستانش به خون هزاران کرد آلوده است. پذیرش او بهعنوان مفتی سوریه، تنها به معنای مشروعیتبخشی به جنایاتی است که در طول سالهای گذشته در شمال سوریه رخ دادهاند.
از فتوای کشتار تا مفتیگری؛ پاداش جنایتکاران در سوریه
انتصاب اسامه الرفاعی بهعنوان مفتی اعظم سوریه، یک لکه ننگ برای هر نهادی است که ادعای عدالت و اخلاق دارد. این تصمیم نهتنها خنجری بر پیکر کردها و قربانیان جنایات جنگی در عفرین است، بلکه نشانهای از فروپاشی اخلاقی ساختارهای مذهبی در سوریه میباشد.
با این حال، تاریخ نشان داده است که هیچ جنایتکاری تا ابد در امان نخواهد ماند. همانگونه که بسیاری از دیکتاتورها و سرکوبگران سرانجام به دست مردم به زیر کشیده شدند، چهرههایی مانند اسامه الرفاعی نیز نمیتوانند تا ابد از عدالت فرار کنند. مقاومت مردم کوردستان و دیگر آزادیخواهان منطقه، بهترین پاسخ به چنین انتصابهایی است.
در نهایت، باید پرسید:
چگونه یک جانی جنگی، که فتوایش به نسلکشی و سرکوب هزاران کورد منجر شد، امروز به جایگاه مذهبی رسمی در سوریه رسیده است؟ آیا این انتصاب، بدون چشمپوشی و سکوت قدرتهای جهانی که سالها در معادلات سوریه دست داشتهاند، امکانپذیر بود؟ چشمپوشی این قدرتها، راه را برای مشروعیتبخشی به چهرههایی چون اسامه الرفاعی، احمد الشرع و سایر عاملان سرکوب در منطقه هموار کرده است.
ــ این انتصاب، چه آیندهای برای مردم تحت ستم رقم خواهد زد؟
ــ آیا افکار عمومی جهانی همچنان در برابر سرکوب، پاکسازی قومی و نقض آشکار حقوق بشر در سوریه سکوت خواهد کرد؟