
روز چهارشنبه هفدهم مردادماه ۱۴۰۳ ویدیویی شامل تصاویر خشونتآمیز نیروهای انتظامی علیه یک نوجوان افغانستانی در شبکههای اجتماعی منتشر شد. این ماموران طبق دستور مقامات مافوق به قول خودشان مشغول “جمعآوری” افغانستانیها در آبسرد دماوند بودهاند. بنا به گزارشات نیروهای رژیم نوجوانی ۱۵ ساله که قوه دید و شنواییش دچار مشکل است را تحت تعقیب قرار داده و دستگیرش میکنند. نوجوان که مهدی نام دارد و عازم سرِ کار رفتن بوده، تلاش میکند به ماموران تفهیم کند که برگه سرشماری رسمی دارد. اما آنها به جای گوش دادن به استدلالات نوجوان او را روی زمین میاندازند. یکی از مامورین زانویش را به شیوه پلیس آمریکا روی گردن مهدی میگذارد و فشار میدهد. مهدی دست و پا زنان تضرع میکند که “عمو ولم کن!”. ماموری دیگر پای قربانی را میگیرد. تعدادی از زنان حاضر در صحنه شامل مادر مهدی کوشش میکنند نوجوان را نجات دهند. ماموران به جان مادر این نوجوان نیز افتاده و کتکش میزنند.
بعضی از کاربران شبکههای اجتماعی بدرستی با اشاره به این صحنه رفتار پلیس نژادپرست آمریکا در کشتن جرج فلوید در سال ۲۰۲۰ را یادآوری کرده و نوشتند کاربدستان جمهوری اسلامی در آن سال ریاکارانه کوشیدند خود را مدافع ستمدیدهها در آمریکا جلوه دهند. اما بلایی که رژیم و کارفرمایان طی چهار دهه بر سر کارگران زن و مرد افغانستانی آورده بودند امکان آن ریاکاری را بر باد داد.
همزمان با پخش ویدیوی مذکور از حادثهای که روز دوشنبه ۱۵ مردادماه رخداده بود فرمانده نیروهای انتظامی گفته بود که “سیاست و برنامه مبنی بر بازگشت تمامی اتباع غیرمجاز به کشورشان است”.
پیش از ان احمد وحیدی، وزیر کشور دولت سیزدهم نیز از بردن لایحهای به مجلس برای «برخورد با اتباع غیرمجاز» خبر داده و گفته بود «اتباع غیرمجاز باید برگردند».
افغانستانیها که بیشترین جمعیت مهاجران در ایران را تشکیل میدهند هیچگاه از سوی حکومت بهعنوان پناهنده پذیرفته نشدند. دولت اقامت آنها در دستکم ۱۹ استان را کاملاً ممنوع واشتغالشان را به گروههای شغلی که «پست» خوانده میشوند، محدود کرده است. در استان البرز نیز روز ۱۶ مردادماه اعلام شد که اتباع غیرمجاز اجازه زندگی و کار کردن در آن جغرافیا را ندارند. مدیرکل امور اتباع و مهاجرین استانداری البرز در این مورد اظهار داشت طرحی در خصوص جذب منابع مالی خُرد اتباع خارجی از طرف سازمان ملی مهاجرت اجرایی شد که اگر هر فرد تبعه خارجی بخواهد داخل ایران بماند باید خود و تمام اعضای خانواده را بیمه کند و ۱۰۰ میلیون تومان وثیقه نزد بانک ملی بهامانت گذاشته شود. به این ترتیب معلوم میشود مهاجر غیرمجاز نه صاحبان ثروت، بلکه کارگران تنگدستی هستند که امکان نداشتهاند خود را بیمه کرده و وثیقه صد میلیونی نزد بانک ملی به امانت بگذارند. روزنامههای تحت کنترل رژیم این روزها، بدون کوچکترین اشاره به شکستن احتمالی گردن نوجوان افغانستانی، اتهامهای ساختگی افغانستانیهای مهاجر را مطرح میکنند. اما زنان، مردان و کودکان آن مهاجرین از جمله کارگرانی هستند که با کمترین دستمزد و با محرومیت کامل از تمام حقوق قانونی و کارگری شب و روز مشغول انجام کارهایی هستند که بعضاً مثل چاهکنی بویژه در تهران و کار در ساختمانهای فرسوده بسیار خطرناکند.
ستمهایی که بر کارگران مهاجر افغانستانی می رود ادامه ظلمهای تراژیکی میباشد که ۴۵ سال است از طرف جمهوری اسلامی، کارفرمایان حریص و ناسیونالیستهای نژادپرست علیه آنها اعمال میشود. جوانان افغانستانی تنها گاو شیرده برای کارفرمایان حریص نبودهاند، آنها در میادین جنگ ایران و عراق و جنگ در سوریه گوشت دم توپ سیاستهای ضدبشری رژیم بودهاند. رژیم گذشته از تلاش دوباره برای گرفتن پول بیشتر از کمیساریای عالی متحد در امور پناهندگان، قصد سربازگیری برای نیروهی نیابتیش دارد. برای جوانی که بازگشت به افغانستان تحت حاکمیت طالبان برایش مساوی با مرگ است، احتمالاً راحتتر تحت تاثیر تهدید و تطمیع نیروهای سپاه قرار گرفته و روانه مراکزی خواهند شد که سپاه قدس برایش تعیین میکند.
واقعیت این است که سرنوشت مردم مهاجر افغانستان در ایران از بسیاری جهات به سرنوشت مردم خود این کشور گره خورده است. کارگران افغانستانی هم طبقهای و همسرنوشت کارگران ایران هستند. هر دوی آنها در چنگال حکومتهای درندهِ اسلامی زندگی میکنند. نیروهای چپ و کمونیست همیشه پشتیبان مهاجرین بوده و از کارگران مهاجر افغانستانی به اشکال مختلف دفاع کردهاند. آنها ضمن محکوم کردن اقدامات کارفرماها و دولت اسلامی در این مورد از افشای بورژوازی راست اپوزیسیون که عملاً با جمهوری اسلامی در مورد مهاجرین افغانستانی همموضع هستند نیز غفلت نکردهاند.