امسال در حالی به پیشواز اول ماه مه (روز جهانی کارگر ) میرویم که نظام سرمایهداری کماکان در بحران بیکاری، گرانی و کووید 19 دست و پا میزند و برنامهای برای این معضلات اجتماعی ندارد.

کارگران، مردم زحمتکش!
امسال در حالی به پیشواز اول ماه مه (روز جهانی کارگر ) میرویم که نظام سرمایهداری کماکان در بحران بیکاری، گرانی و کووید 19 دست و پا میزند و برنامهای برای این معضلات اجتماعی ندارد. نظام سرمایهداری در طول حیات خود برای بقاء اکثریت جامعه را به تباهی کشانده تا اینکه بتواند چند صباحی عمر خود را با انباشت سرمایه از دسترنج کارگران طولانیتر کند. نظام سرمایهداری بدون آنکه توانسته باشند بحران بیکاری و گرانی سرسامآور را کنترل کنند، بحران مربوط ویروس کورنا نیز به بحرانهای او اضافه شده و ما شاهد هستیم که توان مقابله با آن را ندارد.
کشور ما نیز از تغییر و تحولات حاکم بر اقتصاد جهان بدور نمانده و تاکنون نتوانسته از بحرانی که سالهاست گریبان اقتصاد کشور را گرفته رهایی یابد و بحران کرونا و بیکاری کارگران مربوط به این ویروس به آن اضافه شده است. بیکاری و گرانی در جامعه ما همچنان بیداد میکند، سفره کارگران زیر سایه گرانی و تورم لجام گسیخته، دستمزدهای بشدت زیر خط فقر، عدم امنیت شغلی با رواج قراردادهای موقت و سفید امضاء و… به طوریکه طی سالهای اخیر تمامی برنامههای اقتصادی ارائه شده برای برون رفت از بحران کاملا تابعی از برنامههای ریاضتی دیکته شده از سوی بانک جهانی و صندوق بینالمللی پول بوده است. از قانونی کردن اخراج کارگران در قانون کار گرفته تا افزایش سن بازنشستگی به صورت پلکانی، پرداخت دستمزد بازنشستگان به طور پلکانی و….
با وجود تعرضات جبهه سرمایه علیه معیشت طبقه کارگر، هر چند کارگران بصورت پراکنده و گاهاً متحدانه و سراسری علیه بیحقوقیهای اعمال شده اعتراض کردهاند. اما این اعتراضات نتوانسته آنچنان باید و شاید کارفرمایان و حامیانشان را به عقب برانند. به همین خاطر هم بوده که هر سال دولت و کارفرمایان بسته به اوضاع و احوال خودشان دستمزدها را تعیین مینمایند. طبقه کارگر در تعیین دستمزد هیچ گونه نقشی ندارد و تنها برای عریضه خالی نبودن جلسات سه جانبه گرایی است که آنها را به جلسات دعوت میکنند.
با توجه به وضعیت معیشتی کارگران و مردم محروم جامعه در این شرایط بحرانی که اکثریت کارگاهها به بهانه کووید 19 تعطیل و کارگران آن بیکار شدهاند.
ما جمع کثیری از کارگران شهرهای بانه، بوکان و سقز خواست و مطالبات آنی خود را به شرح زیر رو به سرمایهداران و دولت حامی آنها اعلام خواهیم کرد.
1- ثبت تشکلهای کارگری، معلمان و زنان که توسط خود آنها تاسیس شده و به رسمت شناختن فعالیت آن تشکلها در سراسر ایران.
2- برابری کامل زن و مرد در تمام جوانب زندگی اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و لغو کلیه قوانین تبعیض آمیز و پایان دادن به خشونت علیه زنان.
3- خشونت جنسیتی برخاسته از نابرابری جنسیتی، باورهای فرهنگی مردسالاری که منجر میشود تا زنان به زندگی خود پایان دهند و یا به بهانههای واهی از سوی افرادی به قتل برسند.
ما کارگران خواستار پایان دادن به این پدیده هستیم و باید آمران و عاملان آن به ارشد مجازات برسند.
4- لغو کلیه احکام غیر قانونی زندان، شلاق، تبعید، احضار و… علیه فعالین کارگری، زنان و معلمان و آزادی کلیه زندانیان سیاسی.
5- ممنوعیت کار کودکان، حق تحصیل رایگان برای همه کودکان از جمله کودکان اتباع خارجی و پایان دادن به افغان ستیزی.
6- توقف اخراج و بیکارسازیها، لغو کلیه قراردادهای موقت و سفید امضاء و پرداخت بیمه بیکاری بدون در نظر گرفتن سوابق بیمهای به کلیه کارگران بیکار از جمله کارگران ساختمانی.
7- دولتهای حاکم باید کلیه افراد جامعه از جمله زنان خانهدار را بیمه نماید و در صورت بیکاری بیمه بیکاری به آنها پرداخت شود.
8- ما کارگران بر این عقیدهایم که طبقه کارگر میبایست مستقیماً در تعیین سرنوشت خود دخیل باشند و ضمن اینکه هرگونه تعیین تکلیف برای کارگران از بالا را امری غیر کارگری میدانیم و ما خواستار لغو اصل سه جانبه گرایی شورای عالی کار در تعیین دستمزد کارگران هستیم.
9- تعیین دستمزد چهار میلیون و دویست هزار تومانی از سوی شورای عالی کار را تحمیل مرگ تدریجی بر میلیونها مزدبگیر دانسته و خواهان افزایش دستمزدها متناسب با تورم موجود در جامعه هستیم.
10- از آنجا که بیکاری در سراسر جهان رو به افزایش است، ما کارگران خواستار کاهش ساعت کار از 8 ساعت به 6 ساعت کاردر روز هستیم.
11- ما کارگران با تمام توان از اعتراضات معلمان در سراسر ایران حمایت میکنیم و خواستار پایان دادن به دستگیری و محاکمه فعالان صنفی معلمان هستیم.
12- جنگهای امپریالیستی و مسابقه تسلیحاتی هیچ سودی برای جامعه انسانی ندارد و ما آن را به شدت محکوم میکنیم و خواهان پایان دادن به جنگ اوکراین هستیم.